تلفن: 66495713 - 66491588
خوش آمدید
انسان، آگاهی، آزادی
چند ایده داستانی در باب برقراری ارتباط

چند ایده داستانی در باب برقراری ارتباط

در این مطلب به شما چند ایده برای نحوه ارتباط برقرا کردن شخصیت‌های داستان می‌دهیم. شما با پردازش خودتان می‌توانید این ایده‌ها را بسط بدهید و داستان جالبی بنویسید.

۱) کاراکتر شما در سفری به خارج از کشور با مرد یا زنی به شدت جذاب روبه رو می‌شود. آنها زبان یکدیگر را صحبت نمی‌کنند اما روشی برای فهمیدن منظور یکدیگر پیدا می‌کنند، و کاراکتر شما ارتباط قدرتمندی را احساس می‌کند که تا به حال در زندگی احساس نکرده است. او پس از مدت کوتاهی از آشنایی با فرد مورد نظرش ازدواج می‌کند. همسر جدید کاراکتر شما به کشور کاراکترتان نقل مکان می‌کند و به کلاس زبان می‌رود. هر چه همسر بهتر میتواند ارتباط برقرار کند، کاراکتر بیشتر متوجه می‌شود او شخصیتی که فکر می‌کرد داشته را ندارد .

۲) در اولین قرار، کاراکتر شما در مورد اینکه میخواهد رییسش را بکشد شوخی می‌کند. اما وقتی رییسش پس از حمله وحشیانه‌ای که به او می‌شود به بیمارستان می‌رود، کاراکتر شما به این فکر می‌کند که نکند دوستش موضوع شوخی او را بیش از حد جدی پنداشته است.

۳) کاراکتر شما مدیر یک خیریه کوچک است. بزرگترین حامی خیریه فوت کرده و همسر او علاقه‌ای به ادامه دادن کمکهایش به خیریه ندارد . کاراکترتان میترسد که خیریه نتواند این کمبود درامد را جبران کند. سپس متوجه می‌شود که همسر متوفی مرتبا به  یک فالگیر مراجعه می‌کند که ایده‌ای را به ذهن کاراکترتان متبادر می‌کند . کاراکتر شما، همسر متوفی را متقاعد می‌کند که توانایی صحبت کردن با مردگان را دارد و تظاهر می‌کند که پیامهایی را از طرف همسر فوت شده او برایش آورده و به او اصرار می‌کند که کمکهای اهدایی خود را به خیریه ادامه دهد . اما اتفاقی عجیب و غیرمنتظره می‌افتد. وقتی کاراکترتان تظاهر به احضار ارواح می‌کند، احساس می‌کند کسی یا چیزی سعی می‌کند با او ارتباط برقرار کند .

۴) هر شب کاراکتر شما وقتی به پارکینگ دفتر خود می‌رود یادداشت عاشقانه جدیدی را زیر برف پاک کن ماشین می‌بیند. این یادداشتهای عاشقانه بسیار زیبا بوده و احساسات قدرتمندی را در کاراکترتان ایجاد می‌کنند. اما مخاطب همه آنها کارولین است. در حالی که اسم کاراکتر شما ملیسا است .

۵) کاراکتر شما دزدیده شده و در یک اتاق زیر شیروانی زندانی  است. اتاق زیر شیروانی پنجره‌ای به باغچه منزل همسایه دارد که کاراکترتان گاهی اوقات کودکان را در آنجا در حال بازی می‌بیند. او جرات فریاد زدن از پنجره را ندارد زیرا فرد رباینده ممکن است صدای او را بشنود . او باید بدون آنکه  رباینده متوجه کارش شود یا کودکان به خطر بیفتند شیوه‌ای برای علامت دادن به همسایه‌ها پیدا کند .

دیدگاهتان را بنویسید

کارت خرید

0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.