تلفن: 66495713 - 66491588
خوش آمدید
انسان، آگاهی، آزادی
دام‌هایی که باید در ابتدای نوشتن داستان از آنها دوری کرد

دام‌هایی که باید در ابتدای نوشتن داستان از آنها دوری کرد

 

آغاز اولین فصل از یک رمان میتواند حتی برای یک نویسنده معروف نیز کاری دلهره آور باشد. هنگامی که وظیفه دشوار انتخاب ایده ها و طراحی داستان را پشت سر گذاشتید، وقت آن است که داستان خود را شروع کنید. با آنکه هیچ فرمول جادویی برای نحوه شروع رمان پرفروشتان وجود ندارد، نکات قابل توجهی وجود دارند که نویسندگان باید آنها را مد نظر قرار دهند.

هشت دام که به هنگام آغاز داستان باید از آنها دوری کرد

در رمان نویسی هیچ قانون سخت و سریعی برای ساخت خط سیر داستان وجود ندارد – اما تکنیک های ساختاری پذیرفته شده ای موجودند که در گذر زمان امتحان خود را پس داده اند. هیچ روش واحد صحیحی برای آغاز رمان وجود ندارد. از  هشت دام اصلی در آغاز داستان خودداری کنید:

  • توصیف بیش از اندازه: نویسندگان تازه وارد تصور می کنند برای شروع داستان و هدایت کردن خوانندگانشان باید داستان شان را با اطلاعات بمباران کنند. واقعیت آن است که شروع داستان با توصیفات بیش از اندازه در مورد یک کاراکتر ساده خواننده را سردرگم می کند. یک داستان خوب دارای آغاز مستقل قدرتمند است که خواننده را جذب می کند و توصیفات در ادامه آورده می شوند.

  • تغییر دادن زاویه دید: نویسندگان جدید ممکن است به اشتباه زاویه دید داستان را عوض کنند. اگر قسمت اعظم داستان تان از زبان سوم شخص گفته شده مدخل داستان را از زبان اول شخصِ کاراکتر اصلی خود ننویسد.

  • آغاز کردن با سکانس خواب: برخی از نویسندگان ممکن است وسوسه شوند تا اولین فصل رمان را توسط صحنه ای هیجان انگیز که با صدای زنگ ساعت و صدایی که فریاد می کشد « بیدار شو»  نصفه نیمه می ماند، شروع کنند. سکانس خواب نمونه ای از آغازهای کلیشه ای است که باید به هر قیمتی از آن دوری کرد.  سکانسهای خواب و رویا برای تنظیم مخاطرات واقعی رمان شما مناسب نیستند.

  • تکیه کردن بر آغازهای کلیشه ای: سعی کنید از آغازهای تکراری خودداری کنید. اولین جمله از یک داستان کوتاه یا رمان اولین تاثیر را بر روی خواننده می گذارد. به جای آنکه بنویسید «  شبی تاریک و طوفانی بود » به دنبال جمله ای بگردید که صحنه خاصی را مطابق داستان شما توصیف می کند.

  • شروع با پیش داستان: بهتر است تا در ابتدای داستان از گفتن پیش داستان یا فلاش بک به گذشته خودداری کنید. یک داستان خوب حاوی پیش داستانهای بیشماری در خط سیر خود است. قانون سرانگشتی برای رمان نویسی  آن است که اولین جمله را طوری بنویسید که خواننده را جذب کند و داستان تان را به جلو براند. پیش داستان برای شروع خوب نیست زیرا داستان شما را در  یک چارچوب زمانی  محدود می کند که بر بسیاری از اعمالتان پیشی می گیرد و روند روایت داستان را کند می کند. 

  • صحنه سازی کردن بیش از اندازه: کتابهای بزرگ دارای صحنه سازیهای زنده هستند، اما بهتر است این کار را به بعد از پاراگراف اول یا دوم موکول کنید. وقتی شروع به نوشتن مدخل داستان می کنید، مدخل جذابی پیدا کنید که توجه خواننده را به خود جلب کند
  • استفاده از استعاره های ژانری نامناسب: استفاده از استعاره های ژانری که مغایر با ژانر اصلی داستان تان است، خواننده را گیج می کند. اگر داستان علمی تخیلی می نویسید، خواننده باید در همان ابتدا متوجه شود. با یک صحنه رمانتیک شروع نکنید زیرا خواننده را منحرف و او را برای داستان متفاوتی آماده می کند.
  • شروع کردن با دیالوگهای زیاد: بسیاری از داستانهای خوب با دیالوگ شروع می شوند. اما بهتر است از آوردن دیالوگهای بسیار خودداری کنید.مدخل داستان شما باید خوانندگان تان را هدایت کند. آنها هنوز با کاراکترهای شما آشنا نیستند و آوردن دیالوگهای زیاد از حد آنها را سردرگم می کند.
دیدگاهتان را بنویسید

کارت خرید

0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.